مذهب شیعه شمشیر دو لبه در تاریخ ایران

 

در سایت خبر گزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) 19/10/1387 تحت عنوان "روند ترویج بهائیت در عصر پهلوی| می خوانیم:                                                    http://www5.irna.ir/View/FullStory/?NewsId=184270

 

"اما اين واقعيت که براي ايجاد تغييرات سياسي در اين سرزمين، مي‌توان از علايق مذهبي مردم آن بهره برد، حکم شمشير دو لبه را دارد زيرا هم مي‌تواند از جانب اصلاح‌گران و در جهت بهبود اوضاع به کار گرفته شود و هم مي‌تواند به عنوان برگ برنده در اختيار استعمارگران قرار گيرد تا با شناختي که از تاريخ و علايق مذهبي مردم کشور ما دارند، به اهداف خود نزديک شوند. در مورد اخير، از مذهب براي جذب مردم استفاده مي‌شود و استعمارگران هدف خود را با نام دين پيش مي‌برند."

 

جهت تایید این اظهار نظر ایرنا به چند نمونه از سوء استفاده هائی که از اعتقادات مردم به نفع کشورهای متجاوز و با دست بخشی از روحانیون شیعه انجام شده اشاره می کنم.

1-     دولت فخیمه انگلیس با استفاده از موقوفه هند و پرداخت وجوه آن به بخشی از روحانیون شیعه به اهداف خود دست یافت. شایسته است که این مسئله تحقیق شود و آن دسته از روحانیونی که به منافع ملی ایران و دیانت مقدس اسلام خیانت کرده اند به مردم شناسانده شوند.

2-     مسئله جدائی هرات از ایران در دوران محمد شاه به دست دولت انگلیس که با کمک و هم یاری روحانی بزرگ آن زمان حجت الاسلام سید محمد باقر شفتی انجام شد، مسئله دیگری است که شایسته است مورد تحقیق قرار گیرد.

3-     ریشه یابی علت فتوای سید محمد مجاهد به تحریک دولت انگلیس برای جنگ دوم ایران و روس که منجر به عقد قرارداد ترکمن چای و جدائی بخش بزرگی از خاک ایران و پرداخت غرامت سنگینی از طرف ایران به روسیه تزاری شد بسیار ضروری به نظر می رسد.

4-     در زمینه جنبش تنباکو و نقش روحانیون خصوصا میرزای شیرازی تا کنون متاسفانه کلی گوئی شده و بحث دقیق تاریخی انجام نشده است. مهندس مهدی بازرگان در این زمینه در مصاحبه با آقای يوسفی اشکوری می گوید:

"حرکت میرزای شیرازی نه ضد استعمار بود و نه ضد استبداد... او فکر کرد که با دادن امتیاز تنباکو از طرف ناصر الدین شاه به فرنگی ها کم کم پای فرنگی ها به ایران باز می شود همانگونه که در آن زمان باز شده بود و فرنگی هم یعنی کافر و کافر هم بی دین است. یعنی مردم دینشان را از دست می دهند. حرکت این بود، کاری به این نداشت که ناصر الدین شاه مستبد است و باید برود یا اینکه انگلیسی ها نباشند. او هیچ نمی گفت که چرا خارجی ها آمدندو چرا با آنها تجارت می شود و چرا امتیاز بانک به آنان داده می شود. حتی باید گفت حرکت میرزای شیرازی خیلی دلسوزی برای دین هم نبود. گول نخوریم. دل سوزی برای روحانیت بود که همه چیز را در اختیار داشت و علما بدون اینکه زحمت کشیده باشند و مسئولیت داشته باشند، گرداننده مملکت بودند. پول نزد آنها می رفت، احترام و اطاعت برای آنها بود. هم آخرت برای آنها بود و هم دنیا. در نظر میرزا وقتی فرنگی ها آمدند و دین را از مردم گرفتند، مرید ها هم از بین می روند. مرید هم که رفت همه چیز آنها می رفت. این است که باطنا آن دلسوزی برای روحانیت بود."

 

5- نقش روحانیون در انقلاب مشروطه و به بی راهه بردن آن متاسفانه تا کنون مورد تحقیق دقیقی قرار نگرفته است. امید است با امکانات مالی که شما دارید مقدمات یک سلسله تحقیقات علمی را در زمینه های یاد شده تهیه بفرمائید.

 

ضمنا اگر مدرک مستندی در زمینه رابطه آئين های بابی و بهائی با دول خارجی در دست دارید جهت اطلاع جامعه ایران مطرح بفرمائید. به عقیده حقیر چون تفکرات بهائیت نان روحانیون را تا حدود زیادی آجر کرده است با آن مخالف هستند و البته حق طبیعی روحانیون است که با ان مخالف باشند. ولی شایسته است که علت مخالفت خود را اعلام بفرمایند. به صرف ادعای اینکه بهائیان اسباب دست سیاست خارجی هستند نه تنها هیچ شخصی را قانع نخواهد کرد بلکه گوینده نیز بی اعتبار می شود.

 

همانطوری که مهندس بازرگان علت مخالفت میرزای شیرازی با قرارداد تنباکو را اعلام کرده است، جای آن دارد که شما هم با شهامت علت مخالفت خود با بهائیان را رسما اعلام بفرمائید.

 

خداوند همه را به راه راست هدایت بفرماید.

س نیکو صفت، 23 دی 1387