کنکاشی در مقاله «بن گوریون از بنیانگزاران رژیم صهیونیستی –
از ابتدای تاسیس حکومت اسرائیل بهائیان همواره روابط صمیمانه با دولت اسرائیل
داشته اند» در سایت رهپویان
مطالب
ارائه شده در این مقاله همان اتهاماتی است که از طرف آقای عبدالله شهبازی بدون
ارائه هیچگونه سند و مدرکی در مقاله جستارهائی از تاریخ بهائیگری در ایران زده شده
است. در کتاب «کنکاشی در بهائی ستیزی شهبازی» به این اتهامات جواب کافی و شافی
داده شده است. علاقه مندان میتوانند به آنجا ویا به سایت www.ohamzodai.com مراجعه فرمایند.
کرارا
گفته شده است که بهاءالله بدستور دو پادشاه مسلمان عثمانی و ایران و برخلاف میل و
علاقه خود در اوت 1868 از ادرنه به عکا که در آن زمان جزو مستعمرات عثمانی بود
تبعید میشود. دولت اسرائیل 80 سال بعد از ورود بهاءالله به عکا تشکیل شده است.
تهمت وابستگی بهائیان به اسرائیل به همان اندازه بی معنی است که شیعیان را وابسته
به دولت عراق بنامیم. چون زیارتگاه و محل اقامت روحانیون شیعه در عراق است.
دولت
اسرائیل بعنوان یک حکومت سکولار آزادی همه مذاهب و ادیان را تضمین کرده است. فرق
اساسی بین یک حکومت مذهبی و یک حکومت سکولار که شما مثل جن از بسم لله از آن
میترسید، در همین مسئله است که در حکومتهای سکولار طرفداران همه مذاهب و ادیان از
آزادی بیان و عقیده برخوردار هستند. مثل آمریکا، فرانسه، آلمان، انگلیس و غیره.
برای مثال خانم محجبه ای در ترکیه بنام Merve Kavakci که قصد داشت با حجاب وارد مجلس ترکیه شود با مخالفت شدید
نمایندگان روبرو شد ونهایتا مجبور به ترک پارلمان گردید. اما نامبرده فعلا در
پایتخت امریکا و در دانشگاه جورج واشنگتن با همان حجاب مشغول تدریس است و دو دختر
محجبه ایشان به سنهای 15 و 16 سالگی با رعایت حجاب اسلامی مشغول بازی بسکتبال
هستند. (مجله Spiegel ماه جولای 2006 ص 102)
نمونه
دیگر: امامان ترکیه با عبا و عمامه در تلویزیون آلمان ظاهر می شوند و عقاید خود را
آزادانه اعلام می دارند. در حالی که در کشور ترکیه چنین امکانی به آنها داده نمی
شود. کافی است به تعداد مساجدی که در آلمان ساخته شده و در دست ساختمان است نگاه
بفرمائید تا مسئله روشن شود. این است آزادی مذاهب در کشورهای سکولار و آن است وضع
اقلیت های مذهبی در کشورهای مذهبی مثل ایران، عربستان سعودی و غیره.
آنچه
مربوط به رابطه جامعه بهائی با دولت اسرائیل است بارها نوشته شده است که بهائیان
در اسرائیل به هیچ وجه دارای حقوق ویژه ای نبوده و نیستند. آنها از همان حقوقی
برخوردار هستند که سایر مذاهب هم برخوردار می باشند. برای اثبات این نظریه به نامه
ها ئی که بین قاضی شاند ستروم و شوقی ربانی مسؤول آن زمان جامعه جهانی بهائی نوشته
شده است اشاره میشود. قاضی نامبرده از طرف جامعه بین الملل مأمور تحقیق درباره
گروههای ساکنین فلسطین بوده است. متن نامه قاضی نامبرده به شوقی ربانی چنین است:
«از طرف لجنه مربوطه خود مأمورم كه با نهايت
دقّت در مصالح دينی اسلام و يهود و مسيحيّت در فلسطين تحقيقات كامله نمايم ...بينهايت سبب تشكّر و امتنان من خواهد بود كه آنجناب نيز
بعلّت مصالح دينی بهائی و اهميّت تاريخی اين سرزمين برای اطمينان بيانيّه ای ارسال فرمائيد» (روحیه ربانی، گوهر یکتا، ص 430)
شوقی
ربانی در جواب قاضی نامبرده در 14 جولای 1947 چنین می نویسد:
«... وضع بهائيان در اين كشور بدلائلی منحصر بفرد
است. بيت المقدّس هر چند كه مركزروحانی
مسيحيان است ولی مركز اداری آنان نيست و اين قضيّه نه فقط درباره كليسای رُم صادق است بلكه شامل جميع فرق
مسيحی ميگردد. و نيز با آنكه
ثانی الحرمين در عالم
اسلام شمرده ميشود ولكن حرم اعظم شريعت اسلام و مركز حجّ آنان در عربستان است نه فلسطين. فقط پيروان شريعت حضرت موسی هستند كه علاقه ای بموازات علاقه و بستگی بهائيان باين سرزمين دارند زيرا بيت
المقدّس شامل بقايای هيكل سليمان
و مركز مؤسسّات دينی و سياسی ايشان است كه علائق محكمی با تاريخ گذشته اين قوم دارد. نه فقط در يك امر با بهائيان فرق پيدا ميكنند و آن
اينست كه مؤسسّين ثلاثه
عظمای امر بهائی هرسه در اين كشور بخاك سپرده شده اند لذا اين سرزمين نه فقط مركز زيارت بهائيان در جميع
انحإ عالم است بل مركز دائمی تشكيلات بهائی نيز هست كه اينجانب افتخار قيادت آنرا دارم .
شريعت حضرت بهإاللّه بالمرّه
از سياست جداست هرگز در اين مناقشات حزن انگيزی كه درباره مستقبل اين كشور اجرا ميگردد طرفداری از فردی بر
ضدّ ديگر نكرده ايم و در اين
باره بيانيّه ای و يا اشاره كه متضمّن چگونگی وضع سياسی اين مرز و بوم در مستقبل ايّام باشد هرگز از افراد جامعه بهائی
و شخص اينجانب صادر نخواهد شد. هدف ما تأسيس صلح عمومی در جهان است مقصد ما اجرای عدالت در جميع طبقات عالم انسانی است يعنی حتّی در سياست جهان بايستی
عدالت مجری گردد و چون بسياری از نفوس كه بشرف ايمان فائز شده اند از اصل
كليمی و مسلمان ميباشند لذا ابداً تعصّبی بهيچ فرقه ای بر ضدّ فرق ديگر نداريم و بينهايت مشتاقيم كه آنان را
با يكديگر بصلح و صفا
دعوت نمائيم زيرا تنها بدين
طريقه است كه صلاح و مصلحت افراد آنان و كشورشان محفوظ و مإمون ميماند .
آنچه مربوط بماست اينست كه
هر تصميمی درباره مستقبل اين سرزمين اتّخاذ گردد و هر كس حاكم بر اين كشور شود اين نكته را بشناسد
كه شهر عكّا و حيفا مركز روحانی و اداری شريعت جهانی بهائی است و نيز معترف بر استقلال
شريعة اللّه گردند و بهائيان
حق آن را داشته باشند كه اداره امور خود را از اين سرچشمه بنمايند و نيز ببهائيان اطراف جهان حق زيارت و تشرّف
بمقامات مقدّسه بهائی داده شود تا مانند يهود و مسيحی و مسلمان كه حق زيارت بيت المقدّس را دارند
آنان نيز بشرف زيارت ارض
اقدس نائل گردند اين حقوق را معتبر دانند و معترف شوند و الی الابد محفوظ و
مصون بدارند .
ضريح حضرت اعلی در كوه كرمل
، مرقد مطهّر حضرت عبدالبهإ در همان ساختمان است مسافرخانه بهائی برای ورود و پذيرائی زائران شرقی است ، حدائق وسيعه كه دائماً برای عموم ناس مفتوح است و طبقات كه از هر
جهت اين حدائق را ميگيرد و مسافرخانه غربی در دامنه كوه كرمل ، و مسكن رسمی رئيس جامعه بهائی و بيوت خاصّه و حدائق
عكّامربوط بسجن حضرت بهإاللّه و روضه مقدّسه مباركه در مرج عكّا و قصر بهجی كه تاريخی و محفظه
آثار است و برای تماشای نفوس
از هر ملّت و مذهبی آزاد است و اراضی كرمل و مرج عكّا كلّ از مستملكات بهائی در ارض اقدس محسوب ميگردد و نيز بايستی
ملحوظ گردد كه جميع اين اماكن و اراضی چون اوقاف دينی ميباشند از پرداختن ماليات كشوری و بلدی معافند و
بسياری از طبقات اين اراضی
و املاك بنام شعب محافل روحانيّه ملّی در فلسطين ثبت و مسجل
شده و در مستقبل ايّام بقيّه
محافل جهان سهمی از اين اوقاف بين اللمللی بهائی بوده و بنام شعبه محافل خود در فلسطين تسجيل خواهند نمود.
بعلّت همين اطّلاعات و
ملاحظات فوق است كه از آنجناب و اعضإ لجنه شما در خواست ميشود كه هر نقشه ای برای مستقبل فلسطين
پيشنهاد و اتّخاذ میگردد شخص شما و همكارانتان و اعضإ لجنه فلسطين ملاحظه نمايند كه حفظ و حراست حقوق بهائی را در اين ارض بجامعه ملل توصيه و تسليم نمايند .
در اين موقع لازم ميدانم
مراتب تحسين و تمجيد خود را از طرز تحقيق و تفحّص احوال در اين كشور مملوّ از اضطرابات ابراز نمايم
اميدوارم و دعا مينمايم كه نتيجه فعّاليّت های شما نشر عدالت باشد تا بسرعت مشكل خانمانسوز كه در فلسطين
ايجاد گرديده حلّ و فصل
گردد دوست صميمی شما _ شوقی ربّانی ولی امر بهائی.» (همانجا ص 430 الی 432)
از متن این
نامه رسمی مسئول تشکیلات بهائیان در جهان رابطه بهائیان با هر حکومتی که در
اسرائیل در سر کار باشد دقیقا مشخص کرده است.
در نامه
ای که اخیرا بدست ما رسیده بیت العدل مرکز جهانی بهائی در نامه ای که به سراسر
جهان فرستاده است راجع به وقایع اخیر لبنان چنین اظهار نظر کرده است:
«قربانیان
بی گناه هر دو سوی این مخاصمه را در ادعیه صمیمانه خود به یاد آریم و تسلی قلوب
محزون آنان را از درگاه الهی مسئلت نمائیم.» تاریخ این نامه 17 اوت 2006 است.
بدین
ترتیب کاملا مشخص میشود که بهائیان از هیچ گروه و حزب و دولتی طرف داری نمی کنند.
آنهائی که ادعا میکنند «فرقه بهائیت فرقه ای از صهیونیسم به شمار میرود» باید
بدانند که نه از اسلام و نه از بهائیت و نه از صهیونیسم کوچکترین اطلاعی دارند.
این مسئله
آنچنان بی معنا و بی ربط است که هرگونه بحثی را غیر ضروری می سازد. اشاره بسخنان
یک نفر بهائی بنام فریدون رامش فر کردن و آن را دلیل رابطه نزدیک بهائیان با دولت
اسرائیل نامیدن آنچنان ابلهانه است که بقول عوام مرغ پخته را در دیگ بپرواز در
میاورد.
شما ادعا
میکنید که حکومت شاه قصد برسمیت شناختن بهائیان را داشته است. و به او ایراد
میگیرید. ما هم به شاه ایراد داریم که چرا بهائیان را بعنوان یک آئین، مذهب و یا
دین و یا هرچه که خود می گویند در سرزمین آبا و اجدادی شان به رسمیت نشناخت. شما
به ما بگوئید از زمان شاه اسماعیل صفوی تا به امروز که علمای شیعه که همه کاره
کشور بوده اند چه تاج گلی بر سر کشور ایران و مردم ایران زده اند. عباس عسکری
مسلمان مرد شماره دو گروه «فرقان» در بازجوئی خود در دادگاه چنین می گوید: «از
دوران صفویه به بعد روحانیت همواره در کنار رژیم فاسد حاکم بر گرده مردم سوار بوده
و به تحمیق آنها پرداخته است.» (جریانها و سازمانهای مذهبی سیاسی ایران، رسول
جعفریان 1385، ص 551)
شما خود
بهتر از بقیه میدانید که این نظریه امروز نظر اکثر روشنفکران اسلامی است.
درباره
قصه نفوذ بهائیان از زمان نخست وزیری منصور و طرح این گونه مسائل بدون ارائه مدرک
و دلیل و فقط به صرف ادعا، نشان دهنده بی مایگی و بی اطلاعی نویسنده است و لاغیر.
وانگهی
چرا بهائیان، زرتشتیان، ارامنه و یهودیان در ایران وزیر و وکیل نشوند. آیا کشور
دیگری را در جهان میشناسید که مقامات دولتی را بطرفداران دین و مذهب خاصی اختصاص
بدهند؟ اقلیتهای قومی و مذهبی حتماً بسرنوشت کشور بیشتر از شماها علاقه مند هستند.
آن شمائید که ملت و ملی گرائی را کفر میدانید و دم از امت اسلامی می زندید. ای کاش
که دگراندیشان مذهبی بیشتر در سرنوشت کشور دخالت میکردند. مگر نمیدانید که رشد
فرهنگی، اقتصادی و صنایع اروپا بر اثر شرکت دگراندیشان شروع شد؟ آیا علت اصلی عقب
ماندگی جامعه ما در عدم حضور دگراندیش در صحنه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشور نبوده
است؟ شما متاسفانه موفق شده اید دگراندیشان را چنان بترسانید که مجبور شوند برای
بی گناهی خود اثبات کنند که مقامی نداشته اند. آیا اشکال اینکه یک غیرمسلمان وزیر
شود در کجا است؟ و حُسنی که یک شیعه 12 امامی وزیر شود در چه مطلبی است؟ اگر علاقه
مند ید این مسئله را مطرح بفرمائید و محاسن ان را برای خوانندگان شرح دهید.
بنظر ما
در ایران باید احراز پست و مقام فقط و فقط منوط به صلاحیت و کارآئی افراد باشد، نه
وابستگی آنان بدین و عقیده خاصی. در هیچ یک از کشورهای پیشرفته جهان نمیتوانید حتی
یک نمونه نشان بدهید که وابستگی مذهبی یک فرد دلیل احراز پست و مقامی باشد. زمان
آن رسیده است که شما هم حد اقل قدمی به جلو بردارید، حقوق افراد جامعه را برسمیت
بشناسید و با تفکرات قرون وسطائی خود خداحافظی کنید. از خداوند بزرگ مسئلت مینمائیم
که همه را به راه راست هدایت فرماید.
گروه آریا